مناسک جمعی مذهبی جامعه
نگاهی تحلیلگر به مناسک جمعی مذهبی جامعه، ما را با دو پارادوکس روانی روبرو میکند:
۲. چرا رفتار آدمها درون این تجمعات، با منش روزمرهشان در خیابان اینقدر متناقض است؟
اگر میخواید بدونید چرا هر شب با صدای تبل اسایش نداریم و کلی سد معبر در شهر میبینیم و حتی چرا گاهی به عنوان ناظر میریم و هزار تا چیز دیگه پست زیر برای شماست
نوشتار زیر پاسخی است به این ابهامات، با برداشتی از کتاب «یونگ و سیاست» اثر والتر اوداینیک:
🔸 ۱ـ روان توده ای پناهگاهی برای فرار از مسئولیت اخلاقی:
کارل گوستاو یونگ معتقد بود مناسک و مراسمهای جمعی، اگر همراه با خودآگاهی و تجربه فردی نباشند، میتوانند به ابزاری برای مسخ انسان تبدیل شوند. این تجمعات بزرگ از طریق تلقینگری، میل غریزی به تقلید و به دلیل «کمزحمت بودن اندیشه»، راحتترین مسیر را برای فرار از مسئولیتهای فکری و اخلاقی فراهم میکنند. در واقع، با غرق شدن در هیجان جمع، تفکر انتقادی فردی سقوط میکند و وجدان اخلاقی شخصی در هیاهو گم میشود.
🔸 ۲ـ ظهور انسان تودهای و جستجوی رهبر
انسان امروزی، یک «انسان تودهای» است. وقتی محتویات ناهشیار جمعی و کهنالگوها بدون آگاهی فردی فعال میشوند، انسانها به طور غریزی به دنبال یک رهبر (خواه مذهبی و خواه سیاسی) برمیآیند و آن رهبر را هم مییابند. آن رهبر نیز با حسِ راهنمایی، همه مسئولیتها را به گردن میگیرد و اینگونه است که فرد از مسئولیتهای اخلاقی و فردیاش فرار میکند.
نکته ظریف اینجاست که این برونافکنی (فرافکنی) همیشه روی یک رهبر زنده و معاصر اتفاق نمیافتد. شخصیتهای مذهبی و تاریخی که قرنها پیش درگذشتهاند، به دلیل ثبات اسطورهایشان، به بوم سفیدی برای ناهشیار جمعی تبدیل میشوند. تودهها ناخودآگاه «کهنالگوی قهرمان مظلوم» و «سایههای تاریک درون روان خود» را روی بستر تاریخ فرافکنی میکنند. آنها در واقع برای رنجهای روانیِ زیسته و سرکوبشده خود سوگواری میکنند؛ تجربهای پرشور که اگر با خودآگاهی فردی همراه نشود، در حد یک تخلیه هیجانی موقت باقی میماند.
🔸 ۳. توهم امنیت و سقوط اخلاق فردی
هر جنبش، گروه یا مناسک بزرگی در جامعه که افراد زیادی در آن حضور داشته باشند، احساس امنیت روانی بیشتری به افراد آن گروه میدهد. حضور در این تودهها نوعی احساس قدرت مطلق کاذب ایجاد میکند؛ فردی که در انزوای خود احساس ناتوانی میکند، در جمع دچار این توهم میشود که بخشی از یک موجود شکستناپذیر است.
اما این امنیتِ جمعی بهای سنگینی دارد: هر چه جمعِ افراد بزرگتر باشد، عوامل اخلاقیِ فردی بیشتری از نظر محو میشود و مسئولیت اقدامات، نادیدهتر گرفته میشود. یونگ هشدار میدهد که اخلاق یک توده، همیشه از میانگین اخلاق تکتک افراد آن پایینتر است؛ زیرا توده، هویت فردی را سلب کرده و فرد دیگر خود را مسئول و پاسخگوی رفتارهایش نمیداند.
🔸 نتیجهگیری از نگاه یونگ:
ارزش واقعی یک آیین یا مناسک به این است که چقدر به انسان کمک میکند تا سایهها و گرههای روانیاش را بشناسد و به خودآگاهی برسد. هر حرکت جمعی که فردیت و سنجش اخلاقیِ شخصی را قربانیِ شور و هیجان توده کند، به جای بیداری، انسان را در خواب عمیقتری فرو میبرد. نجات بشر نه در حل شدن در تودهها، بلکه در پذیرش بارِ مسئولیت اخلاقی و فردی خویش است.

نظرات
ارسال یک نظر